چرت و پرت بلاگ!

خنده حق شماست!

چرت و پرت بلاگ!

خنده حق شماست!

آخرین نظرات
  • ۱۷ ارديبهشت ۰۰، ۲۲:۱۲ - ꧁ᗰOᕼᔕᗴᑎ ᔕᗩᑎᖇO᙭꧂
    یس
  • ۱۷ ارديبهشت ۰۰، ۱۶:۴۰ - ρυѕнєєη ⍟
    اها🤧

یع داستان طنز دیگه

يكشنبه, ۱۵ فروردين ۱۴۰۰، ۰۱:۲۹ ب.ظ

دیشب ساعت 3 شب بابام اومده بالا سرم بیدارم کرده میگه : پسرم..... پسرم......

من : هوووم ؟؟؟
بابام : بابا بیداری ؟؟؟؟
من : آره بابا دارم... تنیس رو میز بازی میکنم 
بابام : زهر مار مگه من باهات شوخی دارم ؟؟
من : پدر من خو ساعت 3 بیدارم کردی میگی مگه خوابی ؟؟ بترس از روز رستاخیز بترس از آتش دوزخ 
بابام : بابا خوابم نمیبره بیا با هم شطرنج بازی کنیم...
من : ای خدااااااااااا
نشستیم داشتیم بازی میکردیم سربازو هفت هشت خونه تکون داد
من : بابا اون سربازه مازاراتی نیست که اینجور میرونیش
بابام : هزار بار گفتم احترام بزرگ ترت رو داشته باش پاشو گم شو بیرون میخوام بخوابم ، نمیدونم چه گناهی کردم که خدا تو رو به من داد  

 البته اینم بگم داستانش از من نیس از فیسبوک گیر آوردم ! 

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۰/۰۱/۱۵
𝓷𝒊𝖒𝓪 :)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.